با سلام

امروز هم مطلبی کوتاه درباره سبک مدیریت دو کشور براتون میذارم که شاید مفید باشه:

مهد کودک

در مهد كودك هاي ايران 9 صندلي ميذارن و به 10 بچه ميگن هر كي نتونه سريع براي خودش يه جا بگيره باخته و بعد 9 بچه و 8 صندلي و ادامه بازي تا يك بچه باقي بمونه. بچه ها هم همديگر رو هل ميدن تا خودشون بتونن روي صندلي بشينن.

در مهد كودكهاي ژاپن 9 صندلي ميذارن و به 10 بچه ميگن اگه يكي روي صندلي جا نشه همه باختين. لذا بچه ها نهايت سعي خودشونو ميكنن و همديگر رو طوري بغل ميكنن كه كل تيم 10 نفره روي 9 تا صندلي جا بشن و كسي بي صندلي نمونه. بعد 10 نفر روي 8 صندلي، بعد 10 نفر روي 7 صندلي و همينطور تا آخر.

این حکایت به ظاهر ساده نشون میده که چرا در ژاپن فرهنگ کار گروهی و تیمی چنان رشد و پیشرفت داشته و منجر به توسعه کشور شده ولی در کشور ما متاسفانه ۲ نفر به سختی میتونن با هم کار بکنند چه برسه به دهها نفر و شاید بشه گفت فرهنگ کار تیمی زمانی در کشور ما نابود شد که ضرب المثل اشپز که دو تا بشه اش یا شور میشه یا بی نمک رو درست کردند.


برچسب‌ها: مهد کودک, حکایت مدیریتی, ایران, ژاپن, صندلی, بازی, بچه, فرهنگ, کارگروهی, تیم
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 14:20 توسط شهروز صبوری |