1- کلیات (1-4 کارایی و اثربخشی)

با سلام

از تمامی دوستانی که تا این مدت از وبلاگ بازدید کرده و با خوندن مطالب اظهار نظر نیز کرده اند تشکر میکنم و امیدوارم بعد از این نیز در کنار هم باشیم و مطالبی بتوانم ارائه کنم که به درد دوستان بخوره ضمنا در صورت وجود ابهام و مشکل در مطالب نیز لطفا اعلام کنید تا بررسی بیشتر بشه و اما مطلب امروز

1- کلیات (1-4 کارایی و اثربخشی)
خب امروز میخواهم درباره تفاوت کارایی با اثربخشی صحبت کنم که کاربرد بسیار زیادی در تمامی موارد مخصوصا مهارتهای زندگی دارد هر دوی این کلمات به دستیابی به اهداف اشاره دارند ولی فکر میکنید این دو کلمه چه تفاوتی دارند ؟؟؟ برای اغاز به اصطلاح انگلیسی این دو کلمه اشاره میکنم :
efficiency = کارایی
Effectiveness = اثربخشی
کلمه اول یا کارایی به معنی درست انجام دادن کارها و کسب حداکثر منافع در کاری که انجام میدهیم و رسیدن به بالاترین حد مطلوبیت در هدف میباشد
و اما کلمه دوم یا اثربخشی نیز به انجام دادن کارهای درست اشاره دارد و کسب منافع از طریق انجام بهترین راه و رسیدن به مطلوبیت هدف از طریق بهترین راه را مورد بحث قرار میدهد
و حال مقایسه و دریافت تفاوت این دو کلمه : مهمترین تفاوت این دو کلمه در عبارت های قرمز شده است اگر دقت کنید برای کارایی از لفظ درست انجام دادن کارها و برای اثربخشی از انجام دادن کارهای درست استفاده کردیم دقت در همین عبارتها میتواند مفهوم را برساند ولی ما محض ساده تر شدن بیشتر بحث را باز میکنیم گفتیم که کارایی درست انجام دادن کارها و کسب حداکثر منافع است برای مثال شما میخواهید به یک شهر دیگر بروید در نتیجه پس از رفتن و برگشتن اعلام میکنید که توانستید در عرض 11 ساعت توانستید این سفر را بروید و اگر مثلا سریعترین زمان برای سفر زمینی 10 ساعت باشد اعلام میکنید که کارایی نزدیک به 90 درصد را به دست اوردید که خوب میباشد یعنی شما هم کار را انجام داده و به هدف رسیدید و هم توانستید در زمان مناسبی کار را انجام دهید حال در همین مثال به اثربخشی نگاه میکنیم از دیدگاه اثربخشی یا انجام دادن کارهای درست یا رسیدن به هدف از طریق بهترین راه میباشد از این دیدگاه شما قبل از سفر بحث میکنید و به این نتیجه میرسید که مسافت مورد نظر که از طریق ماشین 10 ساعت از طریق قطار 12 ساعت و هواپیما 1.5 ساعت میباشد را اگر با هواپیما بروید اثربخشی بهتری خواهد داشت و بهتر میتوان کسب نتیجه کرد یعنی از میان راههای موجود بهترین راه را انتخاب میکنید

ارتباط بین کارایی، اثربخشی و بهره وری

در این تصویر نیز مشاهده میکنید که وقتی ورودی (مثل پول - امکانات - نیروی انسانی و ...) وارد سیستمی میکنیم این ورودی اگر تنها منجر به کسب خروجی باشد از ان به کارایی تعبیر میگردد ولی اگر در کنار این کارایی اهداف نیز کسب شده و کارهای درست انجام شود انوقت اثربخشی نیز حاصل شده است و اما در صورت کسب اهداف به تنهایی نیز بهره وری حاصل میگردد که بحث ان بیشتر تخصصی بوده و در این مبحث به ان نمیپردازیم

برای مثال دیگر شاید بارها از روزنامه خوانده یا در اخبار شنیده اید که مثلا فلان مسئول گفته برای شهری نیروگاه ساخته شده است بعد مسئولین دیگر ادعا کرده اند که با ان مقدار بودجه مثلا برای ان شهر نیاز به پارک بود نه نیروگاه در این مثال مسئول اول به کارایی اشاره کرده و توانسته به درستی یک کار را انجام دهد ولی مسئولین دیگر از بین گزینه های مورد نیاز مثلا سینما و دانشگاه و نیروگاه و پارک اشاره به نیاز ساخت پارک کرده اند یعنی انجام دادن بهترین کار
این مبحث را میتوان به خانواده و مهارتهای زندگی نیز تسری داد شاید در بسیاری از خانواده های شما هم ملاحظه شده است که مثلا بر اثر صرفه جویی کوچک ضرر زیادی وارد شده که همه گفته اند اگر فلان کار رو نمی کردی اینطوری نمیشد برای مثال در یک روز برفی اگر به جای دادن 1000 تومان هزینه ماشین پیاده بروید در نگاه اول کارایی داشته و مثلا راهی را که 1000 تومان هزینه داشت را به طور مجانی رفته اید ولی اگر در ابتدا هزینه احتمالی سایر گزینه ها را هم (مثلا سرماخوردگی 10000 یا سرخوردن و شکستن پا 100000) حساب کنید متوجه خواهید شد که بهترین راه همان پرداخت 1000 تومان اولیه میباشد
شاید خیلی وقتها در منزل نیاز داشتید که مثلا کمدی را تعمیر کنید و با چوب توانستید این عمل را انجام دهید ولی وقتی خوب دقت کردید متوجه شدید که میتوان با استفاده از اهن از میان گزینه های چوب - شیشه - اهن و پلاستیک بهترین راه میباشد هر چند در اولین راه یعنی چوب نیز شما مشکل را حل کرده اید و کارایی لازم را کسب کردید ولی در دومی یعنی انتخاب اهن از بین چهارگزینه بهترین راه میباشد

البته این مبحث بسیار پیچیده و نیاز به تمرین و بحث زیاد دارد و بنده سعی کردم تا حد ممکن و با مثالهای ساده و روان اونو توضیحش بدم ولی اگر دوستان ابهامی داشتند عنوان نمایند تا توضیح بیشتری بدم

1- کلیات (1-3 تخصص گرایی)

1- کلیات (1-3 تخصص گرایی)
تخصص گرایی یعنی چه ؟
اصلا چرا باید تخصص گرایی بشه ؟
چرا هر کی نباید در هر زمینه ای متخصص باشه ؟
و ............. و هزاران سوال دیگر در اینباره که اکنون بحث خواهیم کرد
البته تخصص گرایی از قرنها پیش و شاید در زمان ساخت اهرام مصر - دیوار چین - تخت جمشید و .... انجام شده بود ولی اولین جرقه های علمی ان از زمان اسمیت خورد جایی که از سالهای 1770 ادام اسمیت در کارخانه سنجاق سازی مشاهده کرد که وقتی 10 کارگر هر کدام به تنهایی همه کارهای مربوط به ساختن سنجاق را خود به تنهایی انجام میدهند تنها قادر به ساخت 200 سنجاق در روز هستند ولی با تخصص گرایی و تقسیم کلیه امور سنجاق سازی در بین این افراد طوریکه یکی اهن را ذوب کند یکی مفتول کند یکی ببرد یکی تیز کند یکی سرش را جوشکاری کند و ..... انها توانستند حدود 40 هزار سنجاق بسازند و این نتیجه تخصص گرایی بود که منجر شد به پیشرفت علم و صنعت و در نهایت تقویت مدیریت همان کاری که صد و خرده ای سال بعد فورد در کارخانه اتومبیل سازی فورد انجام داد که منجر به ثروت و نام افسانه ای فورد در تاریخ شد یعنی به جای اینکه هر فرد خود به تنهایی مشغول به کارهای یک اتومبیل شود همه کارکنان در زنجیره ای از کارها حاضر شدند که منجر به نتیجه ای مطلوب شد
حال مثالی ملموستر بزنم تا بیشتر با تخصص گرایی و تقسیم کار بین افراد اشنا شوید
حتما همگی تا کنون بارها در مجالس و مهمانی ها شاهد پخش غذا بودید و شاید اولین کلمه ای که در پخش غذا شنیدید این بود : دس به دس کنید بیاد . بله حتما دیدید که مثلا 5 تا 10 نفر افراد سر پا مشغول تقسیم غذا از اشپرخانه سر میزها هستند که منجر میشود که به سرعت غذا تقسیم شود ولی ایا فکر میکنید اگه به جای این ترتیب یعنی تشکیل زنجیره و دس به دس کردن غذا هر یک از ان 10 نفر به تنها سر دیگ رفته و دو بشقاب را به مهمانان برساند چه میشود ؟؟؟؟ بله درست گفتید اولا این افراد به سرعت خسته شده و توان کار کردن را از دست میدهند دوما اشتباهات و خطا و به هم خوردن و غذا روی زمین ریختن و .... بیشتر میشود سوما سرعت بسیار پایین امده و مثلا کاری که در 10 دقیقه انجام میشود در یکساعت رخ میدهد و این است نتیجه تقسیم کار یا همان تخصص گرایی که مادر صنعت و مدیریت نوین است و در امور عادی و روزمره همه افراد نیز به کار می اید
و اما بعد از این تفاسیر نتیجه تخصص گرایی چه شد ؟؟
1- مهارت هر یک از افراد در کاری که انجام میدهد بیشتر شده و خبره میگردند
2- سرعت عمل در کارها بیش از حد افزایش یافته و نتایج سریع حاصل میگردد
3- کیفیت بالا رفته و از ضایعات و اشکال در کار جلوگیری میشود
4- خستگی کم شده و افراد با روحیه بیشتری کار میکنند
و .............
که توجه به این نتایج بسیار زیاد و مفید در تخصص گرایی باعث میشود امروزه این امر در تمامی امور زندگی مورد توجه قرار گرفته و باعث پیشرفت شود
محض طولانی نشدن مطلب بیش از این توضیح نمیدم و فکر میکنم با مثالهای خارجی و این مثال اخر که مربوط به زندگی روزمره بود مفهوم تقسیم کار و تخصص گرایی رو خوب فهمیده باشید ولی اگه بازم ابهامی بود بفرمایید تا توضیح بدم

با سلام

خب طبق امار دوستان زیادی در این مدت از وبلاگ دیدن کردن که جای خوشحالی دارد ولی باید نکاتی رو عرض کنم تا دوستان از این دیدن استفاده کرده و براشون مفید باشه

1- این مطالبی که بنده اغاز کردم سعی میکنم از اغاز علم و مدیریت و .... باشه و اگه دوستانی برای مطالب تخصصی تئوری مدیریت میان اینجا لطفا مطالب رو پیگیری کنند چون به زودی و به ترتیب مطالب تخصصی تئوری مدیریت رو هم میذارم و اگه اینطوری مینویسم چون میخوام عمومی تر باشه و کسانی که اشنایی با این رشته ندارن هم بتونن استفاده کنند اگر هم کسی نیاز به مطلب خاصی قبل از رسیدن مطالب به اون سرفصل داشت اعلام کنه تا در پستی جدا توضیح بدم

 ۲- همانطور که در بند اول نیز گفتم دوستانی هم که چندان اشنایی از علم مدیریت نداشته و میخوان یاد بگیرن لطفا مطالب رو کامل پیگیری کنند که به طور منظم و سیستماتیک پیش میریم تا بتوانیم تمامی مطالب را به دوستان یاد داده و موجب استفاده و یادگیری عموم مخصوصا توان کاربردی کردن اونها بشیم

۳- کسانی که از وبلاگ بازدید میکنند لطفا حتما در نظردادن شرکت کنند و حتی اگه نظر منفی – انتقاد و ... دارن نیز بنویسند اگه پیشنهادی نیز مبنی بر تغیر شیوه یا ارائه مطالبی خاص و .... دارن تو نظرات اعلام کنند

۴- بنده سعی میکنم با مثالهای زیاد و روشن کردن مطلب اونو کامل برسونم ولی اگه در روند مطالب ابهامی – مشکلی – مطلب گنگی و .... بود لطفا دوستان در قسمت نظرات سوال خود را مطرح کرده و قسمت مبهم رو اعلام کنند که در صورت کوتاه بودن تو همون قسمت نظرات پاسخ میدم و اگه اشکالات زیاد بود و یا نیاز به جواب طولانی داشت طی پستی جواب میدم

۵- اگر دوستانی مایل به تبادل لینک باشند نیز در قسمت نظرات اعلام کنند تا این امر صورت گیرد و اگه لینک بنده رو نیز در وبلاگهاشون قرار بدن ممنون میشم

با تشکر مجدد از تمامی کسانی که از این وبلاگ استفاده میکنند  

1- کلیات (1-2 تفاوت علم و طبقه بندیهای ان)

1- کلیات (1-2 تفاوت علم و طبقه بندیهای ان)
در ادامه مباحث و همانطور که در بحث تکرار نیز گفتیم ابتدا باید مفهوم و معنی خود علم در اصطلاحات مختلف را بفهمیم و بعد بتوانیم علوم را طبقه بندی کنیم اما چطور؟
science به معنای دانش در اصطلاح تخصصی به اموری گفته میشود که همان امور تخصصی - با مدرک و تحصیلات و ... گفته میشوند مانند پزشکی - مهندسی - معماری و اموری که جهت انجام انها نیاز به اموزش حالا از هر نوعش اعم از سنتی یا اکادمیک و .... میباشد اما لغت knoweledge هم به معنای دانش در معنای عام گفته میشود که به همان دانستینها و دانش های تجربی که فرد در طول زندگی و بنا به شرایط و تجربه می اموزد گفته میشود برای مثال هیچ مهندس کشاورزی واحد بیل زدن را نمیگذراند در حالیکه یک بچه کشاورز هم بیل زدن را که از اصول اولیه کشاورزی است بلد است که همان معنی عام دانش میباشد
علوم در تعریفی دیگر به علوم سخت و علوم نرم تقسیم میشوند که از علم ترین علوم یعنی ریاضی در منتهی علیه علوم سخت شروع شده تا به علومی که کمتر نشانه ای از خصوصیات علمی دارند میرسد خب همانطور که گفتیم علم دارای خصوصیاتی هست که بنا به شدت و ضعف انها علوم را رده بنده میکنند که مهمترین انها تکرار پذیری - وجود فرمولهای ویژه - رویه حساب شده و علمی و ........... میباشد که علم ریاضی بارز ترین و ویژه ترین علوم میباشد که حداکثرترین خصوصیات را دارد یعنی دو دو تا در هر شرایطی چهارتا میشود و اگر هزار بار هم ضرب کنید همان میشود در حالیکه چنین تکراری در علوم دیگر کمتر جواب میدهد و بالاخره استثنائاتی به وجود میاید یا وجود فرمولهای و فرایندهای تعریف شده و ویژه که باز در علم ریاضی به حداکثر خود میرسد ولی در علمی مانند ادبیات کمتر میبینیم یا در تاریخ و ........ پس در تقسیم بندی علوم ریاضی نقطه عطف هست که سایر علوم را با
توجه به اندازه و کاربرد علم ریاضی در انها رده بندی میکنند


علوم سخت ------------------------------------- علوم نرم
ریاضی - فیزیک - شیمی - اقتصاد - روانشناسی - تاریخ - ادبیات

البته این تقسیم بندی کامل نبود و تنها مثالی بود برای هر چه روشن تر شدن موضوع که در ان ملاحظه مینمایید که علم ریاضی به عنوان علم ترین علوم در راس و نقطه حداکثری علوم سخت قرار دارید و فیزیک که بالاترین تاثیر ریاضیات را بعد از خود ریاضی دارد در رده بعدی و به ترتیب تا علوم اجتماعی که بسته به شرایط متغیرترین نتایج با داده های معلوم را دارد البته بازم میگم علوم اجتماعی در انتها قرار ندارد و بسیار علوم ضعیف تری از ان قرار دارند که ما بیشتر توضیح نمیدیم و فکر کنم همینقدر کافی باشه
حال میگویید این موضوع چه ربطی به مهارت های زندگی دارد ؟؟؟ خب عرض میکنم
زندگی و مسائل اصلی ان مخصوصا مهارتهایش که بیشتر در زمره علومی چون جامعه شناسی - روانشناسی - مدیریت و .... قرار گرفته است نیز جزئی از علوم نرم میباشد و یکی از خاص ترین و مهمترین ویژگیهای این علوم تکرارپذیر نبودن انها میباشد و از واحدی به واحد دیگر متغیر بودن ان برای مثال یک پیمانه اب را از رودخانه ای در شمال کشور یا از رود کارون یا از زاینده رود یا از هر جای دیگری بردارید و روی اجاق قرار دهید در 100 درجه خواهد جوشید و این استثنایی ندارد ولی ایا چندین نفر انسان از نژادهای مختلف و از این مناطق که نام بردم نیز دارای خصوصیات یکسانی هستند ؟ ایا همه افراد درجه عصبانی شدن - غم - شادی و .... یکسانی دارند ؟؟؟ نخیر این صفات که تشکیل دهنده مهارتهای بشریت هستند به شدت متغیر بوده و شاید کسی از مرگ 10 نفر از بستگانش نیز ناراحت نشود ولی یکنفر از زخمی شدن پای یک گربه یک هفته گریه کند
پس میبینیم که علوم انسانی شدیدا تحت تاثیر مسائلی فرمول نشدنی هستند پس باید دارای مهارت بسیار بالایی باشیم تا بتوانیم انها را درک و تبیین کنیم همان چیزی که علم روانشناسی برای ان بوجود امده است یعنی درک رفتار و فرایندهای روانی در راستای چهار هدف مشاهده - توصیف - پیش بینی و کنترل مسائل انسانی این مهارتها بین رشته ای و تشکیل شده از علوم زیادی است که بنده به مرور انها را عنوان خواهم کرد

1- کلیات ( 1-1 تعریف علم)

1- کلیات ( 1-1 تعریف علم)
مباحث خود را با تعریف علم اغاز میکنیم چون قرار است در این وبلاگ با دیدی علمی به مدیریت و کاربردهای ان در زندگی عمومی بپردازیم
علم چیست ؟ این سوالی است که شاید هر کس به ان پاسخی دهد بنا به دانسته هایش که اکثرا نیز درست هستند ولی کامل نیستند و حال میگوییم:
علم به مجموعه یافته های منظمی گفته میشود که با روشی سیستماتیک به دست امده و قابلیت ازمایش و تکرار داشته باشند
حال به بررسی تعریف فوق میپردازیم این تعریف شامل چهار نکته مهم میباشد که انها را تبیین میکنیم
اولا علم مجموعه یافته های منظمی است یعنی به دانسته های پراکنده و نامرتبط به هم علم گفته نمیشود و باید مسائل هر علمی به هم پیوسته و مرتبط با هم باشند برای مثال علم ریاضی مجموعه ای است از یافته های مرتبط به هم مانند اعمال اصلی - هندسه - جبر - مثلثات و ..... یا علوم دیگر هر کدام ترکیبی است از مجموعه ها مرتبط به هم
دوما اینکه برای به دست اوردن این یافته ها و در اصل علم باید روشی منظم و سیستماتیک به کار برد که قابلیت تبیین داشته باشد و مطالبی که بدون حساب کتاب و اتفاقی به دست بیایند در زمره علوم قرار نمیگیرند برای مثال وقتی میخواهید برای کسی ریاضیات را یاد دهید برای نشان دادن 2 + 2 = 4 ابتدا باید مفهوم اعداد را برایش مشخص کنید که بتواند 1 و 2 و 3 و 4 را به تنهایی بفهمد بعد 2 عدد سیب نشان داده و سپس 2 سیب دیگر نشان میدهید و بالاخره میگویید اینها را کلا بشمار که در نهایت نتیجه 4 به دست می اید و فرد مفهوم جمع و 2+2=4 را میفهمد و نمیتوان بدون تبیین اعداد و مفهوم جمع و ..... یهو 4 سیب جلویش انداخت و گفت این یعنی دو بعلاوه دو
سومین نکته اینکه یافته هایی که علم نامیده میشود باید قابلیت ازمایش داشته باشند و هر کسی بتواند با یادگیری و ازمایش انها مفهوم را درک کند برای مثال یک نکته علم فیزیک و شیمی ثابت میکند اب در 100 درجه میجوشد و برای درک مفهوم هر کسی میتواند با یک دماسنج و اب این موضوع را ازمایش و درک کند یا مثلا در ریاضیات زوایای داخلی مثلث 180 درجه است و هر کسی مایل باشد با یک پرگار توانایی ازمایش و درک این موضوع را دارد پس یافته هایی به عنوان علم تلقی میشوند که بتوان انها را ازمایش کرد
و بالاخره چهارمین نکته تعریف فوق قابلیت تکرار میباشد که خیلی مهم است مخصوصا برای مشخص کردن ارزش و قابلیت علوم و تفکیک و طبقه بندی انها که در مطالب بعدی در موردش بیشتر حرف خواهیم زد و اما تکرار یعنی چی ؟ یعنی اینکه یافته هایی علم تلقی میشوند که پایا بوده و در ازمایشهای مکرر جواب یکسان بدهند و تکرار باعث از بین رفتن انها نشود بلکه بیشتر انها را اثبات کند برای مثال در مورد مثال قبلی که گفتیم اب در 100 درجه میجوشد اگر بارها و بارها و هزاران بار نیز اب را بجوشانیم همیشه در همان 100 درجه خواهد جوشید و محال است که اب یکبار در 99 و یکبار در 101 درجه بجوشد یا برای مثال چیزی که اغلب در مثلهای افراد به کار میرود که خورشید از شرق طلوع و در غرب غروب میکند و این یکی از قوانین مهم و پایه تعدادی از علوم مانند جغرافیا میباشد و تا کنون هزاران و میلیونها سال چنین بود و بعد از این نیز هر روز که شما امتحان کنید خواهید دید که باز خورشید از شرق طلوع و در غرب غروب کرد و تکرار روزها هیچ تاثیری در این قضیه نخواهد داشت
بدین ترتیب تعریف علم را انجام دادیم و مشخص شد که علم یعنی چه در مطالب بعدی از طبقه بندی علوم خواهیم گفت تا به مطالب اصلی برسیم

سلام

با سلام

در این وبلاگ سعی خواهد شد مطالبی پیرامون مدیریت عمومی ارائه شود

این مطالب ترکیبی از علوم درگیر در رشته مدیریت اعم از تخصص های مدیریت مانند منابع انسانی - رفتارسازمانی - تولید و ... و مطالب مربوط سایر رشته ها همانند جامعه شناسی - اقتصاد - روانشناسی و .... میباشد که از منابع اساتید معتبر و بزرگی جمع اوری شده است و سعی خواهد شد چنان ارائه شود که در زندگی عادی و فردی هر شخص کاربرد داشته و به درد بخورد و همانطور که از نام وبلاگ برمی اید واقعا نیز مدیریت عمومی باشد