3- مکاتب مدیریتی (3-1 مقدمه)

با سلام

در ادامه سلسله مطالب مدیریتی و فصول مربوطه میرسیم به فصل سوم که مکاتب و مطالعات مختلف مدیریتی میباشد که تا کنون انجام شده است و مطالب موجود امروز را به دست ما رسانده است در این زمینه باید در ابتدا مطلبی کوتاه پیرامون تاریخچه علم مدیریت بگوییم:

3- مکاتب مدیریتی (3-1 مقدمه)

برخی از پژوهشگران سابقه مدیریت را به اغاز پیدایش انسان نسبت میدهند و بر این باور هستند که هنر مدیریت با شکل گیری نهاد خانواده مطرح شده است برخی نیز سابقه ان را تا دوران ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح دنبال کرده اند یعنی هنگامی که سومریهای باستان به ثبت و ضبط و مکتوب کردن سوابق فعالیتهای اداری تجاری خود پرداختند برخی دیگر از زمینه های تاریخی مدیریت را میتوان با بررسی مواردی چون نقش مدیریت در بنای اهرام ثلاثه مصر - شیوه کنترل ارتباطات در امپراطوری روم و چهارچوب قانونی تجارت در ونیز قرن چهاردهم پی گرفت ناگفته نماند که ایرانیان و چینیها - المانیها و برخی دیگر از اقوام گذشته نیز بینشها و نگرشهای قابل تاملی در این زمینه داشتند ولی تحول عمده در مدیریت در جریان انقلاب صنعتی به وقوع پیوست .جهان در قرن هفدهم میلادی یعنی دوران خیزشهای اجتماعی امریکا (زمانی که سیزده مستعمره انگلستان از ان جدا شده و ایالات متحده را تشکیل دادند ) تحولات مهمی را سپری کرد . در این دوران بود که رشد سریع جمعیت هجمه عظیمی برای برپایی بازارهای مکاره و عرضه کالاهای مصرفی ایجاد کرد در همین دوران بود که با تسری روش تولید انبوه ادام اسمیت (مبنی بر تخصص گرایی در کارخانه سنجاق سازی) تحول عظیمی در بخش صنایع به وقوع پیوست

حال به اجمال سیر تاریخی تفکر مدیریت را نگاه میکنیم :

۵۰۰۰ قبل از میلاد : سومریها - تاکید بر ضرورت حفظ سوابق

۴۰۰۰ قبل از میلاد: مصریها - ساخت بناهای اهرام ثلاثه مصر

۴۰۰۰ قبل از میلاد: چینیها - ساخت دیوار ۱۵۰۰ مایلی چین

۲۶۰۰ قبل از میلاد: مصریها - استفاده از عدم تمرکز در سازماندهی

۲۰۰۰ قبل از میلاد: مصریها - تشخیص ضرورت استفاده از تقاضای مکتوب برای درخواست کارکنان و به کار گیری نیروهای مشاور و ستادی

۱۸۰۰ قبل از میلاد: حمورابی - استفاده از مستند سازی و اوردن شاهد برای کنترل - تعین حداقل دستمزد و تشخیص قابل تفویض نبودن مسئولیت

۱۴۹۱ قبل از میلاد: یهودیان - به کارگیری مفاهیم سازمان - خط فرماندهی و اصل استثنا در مدیریت

۵۰۰ قبل از میلاد: چینیها - تشخیص اصل تخصص گرایی

۵۰۰ قبل از میلاد: سان تزو - تشخیص ضرورت برنامه ریزی و هدایت و سازماندهی

۴۰۰ قبل از میلاد: کوروش - تشخیص ضرورت توجه به روابط انسانی و مطالعه حرکت سنجی . طراحی جا و مکان و مدیریت موارد

۴۰۰ قبل از میلاد: سقراط - توجه به جهان شمول بودن مدیریت

۳۵۰ قبل از میلاد: افلاطون - تشریح تخصص گرایی در جامعه

۳۳۶-۳۳۳ قبل از میلاد : اسکندر - استفاده از یک روش سازماندهی با استفاده از نیروهای ستادی در طول لشکرکشی

۱۷۵ قبل از میلاد: کاتو - استفاده از شرح شغل

۵۰ قبل از میلاد: وارو - استفاده از مختصات و شرایط احراز شغل

۹۰۰ میلادی : فارابی - تدوین مجموعه ای از صفات مشخص برای رهبر اثربخش

دهه ۱۷۵۰ میلادی : انگلیسیها - انقلاب صنعتی

۱۷۷۶ میلادی : ادام اسمیت - انتشار کتاب ثروت ملل و تاکید بر اهمیت تقسیم کار و تخصص گرایی

۱۸۸۲ میلادی : چارلز ببیج - اختراع نخستین ماشین حساب

۱۸۹۸ میلادی : مری پارکر فالت -  پیشگامی در تاکید بر مزایای مشارکت گروهی و ضرورت تفکر گرایی

۱۹۰۳میلادی : فردریک تیلور - انتشار کتاب مدیریت کارگاه

۱۹۱۱ میلادی: فردریک تیلور - انتشار کتاب اصول مدیریت علمی

۱۹۱۳ میلادی: هوگو مانستربرگ - انتشار کتاب روانشناسی و کارایی صنعتی

۱۹۱۶میلادی: هنری فایول - انتشار اثار متعدد در مورد اصول مدیریت

۱۸۶۴ الی ۱۹۲۰ میلادی : ماکس وبر - ارائه نظریه نقش فرد در سازمان و مدیریت اداری و مدل بوروکراسی

۱۹۲۷ میلادی : التون مایو و همکاران - پی ریزی جنبش روابط انسانی درمدیریت

۱۹۲۸ میلادی: لودویک ون برتالانفی - ارائه نظریه سیستمی

۱۹۳۶ میلادی: امریکا - پایه گذاری اکادمی مدیریت برای توسعه مطالعات مدیریتی

۱۹۳۸ میلادی: چستربارنارد - انتشار کتاب کارکردهای مدیر اجرایی و تحلیل هدایت یک سازمان با تاکید بر عدم ضرورت فرمانروایی از بالا به پایین

۱۹۳۸ تا ۱۹۴۵ میلادی : متفقین - استفاده از فنون تحقیق در عملیات در جنگ

۱۹۴۳ میلادی: ابراهام مازلو - ارائه نظریه سلسله مراتب نیازهای انسانی

۱۹۴۷میلادی: کرت لوین - ارائه مدل تغیر رفتار فرد

۱۹۵۰ میلادی : طرفداران مکتب روابط انسانی - ظهور مکتب روابط انسانی

۱۹۵۲ میلادی: ای بی ام - تولید و توزیع نخستین سیستم پردازش الکترونیکی داده ها

۱۹۵۴ میلادی: پیتردراکر - انتشار کتاب عمل مدیریت و ترویج نظریه مدیریت بر مبنای هدف

۱۹۵۷میلادی : کریس ارجریس - انتشار کتاب شخصیت و سازمان و بحث در مورد تضاد میان فرد و سیستم

۱۹۵۹ میلادی: فردریک هرزبرگ - ارائه نظریه دو ساحتی انگیزش

۱۹۶۰ میلادی: داگلاس مک گریگور - ارائه نظریه ایکس و ایگرگ در مورد مفروضات مدیران

۱۹۶۱ میلادی: رنسیس لیکرت - ارائه مدل سیستمهای رهبری با رهیافت اقتضایی

۱۹۶۴میلادی: رابرت بلیک و جین موتون - ارائه مدل سبک سنج مدیریت

۱۹۶۹میلادی: لارنس و لورش - انتشار کتاب سازمان و محیط و توسعه نظریه اقتضا

۱۹۷۰میلادی: جیمز یورک - مطالعاتی که مبنای نظریه اشوب قرار گرفت

دهه ۱۹۷۰ میلادی: نظریه پردازان اقتضایی - ارائه نظریه اقتضایی و تاکید بر مدیریت و رهبری بر مبنای مقتضیات

۱۹۷۱ میلادی: شرکت اینتل - تولید و توزیع ریزپردازنده تراشه کامپیوتر و توسعه کامپیوترهای شخصی

۱۹۷۴میلادی: رابرت جی .هونس و ترنس ارمیشل - ارائه نظریه رهبری مسیر -هدف

۱۹۸۰ میلادی: صاحبنظران مدیریت - توسعه رشته مدیریت در دو بخش عمده علوم رفتاری و مدیریت راهبردی و استراتژیک

۱۹۷۹ و ۱۹۸۰ میلادی: هنری مینتزبرگ - ارائه نظریه نقشها و الگوهای ساختار سازمانی

۱۹۸۱ میلادی: ویلیام اوشی و ژوزف ام جوران - ارائه نظریه z در مورد چگونگی استفاده از سبک مدیریت ژاپنی به وسیله مدیران امریکایی

۱۹۸۲میلادی: توماس پیترز و رابرت واترمن - ارائه نظریه کمال مدیریت

۱۹۸۵میلادی: مایکل پورتر - انتشار کتاب مزیت رقابتی و تشریح اصول اساسی و رقابتی در تعین استراتژی

۱۹۸۶میلادی: ادوارد دمینگ - انتشار کتاب خروج از بحران

۱۹۹۰ میلادی: پیتر سنج - انتشار کتاب معروف اصل پنجم که موجب شهرت نظریه یادگیری سازمانی شد

و ........................

این مطالب خلاصه ای بود از کتاب مبانی سازمان و مدیریت نوشته دکتر علی رضاییان که البته با توجه به فضای وبلاگ و مطالبی که در این وبلاگ با توجه به شرایط توضیح داده شده و توضیح خواهیم داد بنده مقداری از مطالب را خلاصه کردم تا زیاد طولانی نشود ولی به تمامی کسانی که مایل به یادگیری بیشتر در زمینه مدیریت میباشند توصیه میشود حداقل یکبار هم که شده است این کتاب را که توسط انتشارات سمت منتشر شده است را بخوانند . به زودی مطالب را ادامه خواهیم داد

 

با سلام

البته به زودی همانطور که گفتم مطالب فصول بعدی رو اغاز خواهم کرد ضمنا برنامه دوستان نیز در حال اماده شدن است که ارسال میکنم ولی در این فاصله و با توجه به غیبت چند روزه ای که داشتم یه مطلب از سایت دوست عزیز محمدكاظم كشورشاهي هدا میذارم تا کمی فضای وبلاگ عوض بشه و با حکایتی کوتاه کمی درباره مطالب مدیریتی بیاندیشیم:

حکایت پادشاه و همسران

برگرفته از سایت مدیریت : http://www.keshvarshahi.ir/

روزي ، روزگاري پادشاهي 4 همسر داشت . او عاشق و شيفته همسر چهارمش بود . با دقت و ظرافت خاصي با او رفتار ميکرد و او را با جامه هاي گران قيمت و فاخر ميآراست و به او از بهترينها هديه ميکرد.

همسر سومش را نيز بسيار دوست ميداشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسايه فخر فروشي ميکرد. اما هميشه ميترسيد که مبادا او را ترک کند و نزد ديگري رود. همسر دومش زني قابل اعتماد، مهربان، صبور و محتاط بود. هر گاه که اين پادشاه با مشکلي مواجه ميشد، فقط به او اعتماد ميکرد و او نيز همسرش را در اين مورد کمک ميکرد. همسر اول پادشاه، شريکي وفادار و صادق بود که سهم بزرگي در حفظ و نگهداري ثروت و حکومت همسرش داشت. او پادشاه را از صميم قلب دوست ميداشت، اما پادشاه به ندرت متوجه اين موضوع ميشد .
روزي پادشاه احساس بيماري کرد و خيلي زود دريافت که فرصت زيادي ندارد. او به زندگي پر تجملش مي انديشيد و در عجب بود و با خود ميگفت "من 4 همسر دارم ، اما الان که در حال مرگ هستم ، تنها مانده ام."
بنابراين به همسر چهارمش رجوع کرد و به او گفت" من از همه بيشتر عاشق تو بوده ام. تو را صاحب لباسهاي فاخر کرده ام و بيشترين توجه من نسبت به تو بوده است. اکنون من در حال مرگ هستم، آيا با من همراه ميشوي؟" او جواب داد "به هيچ وجه!" و در حالي که چيز ديگري ميگفت از کنار او گذشت. جوابش همچون کاردي در قلب پادشاه فرو رفت. پادشاه غمگين، از همسر سوم سئوال کرد و به او گفت "در تمام طول زندگي به تو عشق ورزيده ام، اما حالا در حال مرگ هستم. آيا تو با من همراه ميشوي؟" او جواب داد "نه، زندگي خيلي خوب است و من بعد از مرگ تو دوباره ازدواج خواهم کرد." قلب پادشاه فرو ريخت و بدنش سرد شد. بعد به سوي همسر دومش رفت و گفت "من هميشه براي کمک نزد تو مي آمدم و تو هميشه کنارم بودي. اکنون در حال مرگ هستم. آيا تو همراه من ميآيي؟ او گفت "متأسفم ، در اين مورد نميتوانم کمکي به تو بکنم، حداکثر کاري که بتوانم انجام دهم اين است که تا سر مزار همراهت بيايم". جواب او همچون گلوله اي از آتش پادشاه را ويران کرد. ناگهان صدايي او را خواند، "من با تو خواهم آمد، همراهت هستم، فرقي نميکند به کجا روي، با تو ميآيم." پادشاه نگاهي انداخت، همسر اولش بود ! او به علت عدم توجه پادشاه و سوء تغذيه، بسيار نحيف شده بود. پادشاه با اندوهي فراوان گفت: اي کاش زماني که فرصت بود به تو بيشتر توجه ميکردم .
در حقيقت، همه ما در زندگي كاري خويش 4 همسر داريم. همسر چهارم ما سازمان ما است. بدون توجه به اينکه تا چه حد برايش زمان و امکانات صرف کرده ايم و به او پرداخته ايم، هنگام ترك سازمان و يا محل خدمت، ما را تنها ميگذارد. همسر سوم ما، موقعيت ما است که بعد از ما به ديگران انتقال مي يابد. همسر دوم ما، همكاران هستند. فرقي نميکند چقدر با هم بوده ايم، بيشترين کاري که ميتوانند انجام دهند اين است که ما را تا محل بعدي همراهي کنند. همسر اول ما عملكرد ما است . اغلب به دنبال ثروت ، قدرت و خوشي از آن غفلت مينماييم. در صورتيکه تنها کسي است که همه جا همراهمان است .

همين حالا احيائش کنيد، بهبود سازيد و مراقبتش كنيد.

منبع :سایت علمی دانشجویان ایران

با سلام

بدین ترتیب فصل دوم مطالب نیز با عنوان علم مدیریت که در ۹ مطلب نوشته شد به پایان رسید که در ان دوستان با تعاریف - مهارتها - وظایف - انواع و سایر مطالب مربوط به این علم اشنا شدند . به زودی با مطالب فصول بعدی ادامه خواهیم داد فقط عرض کنم دوستانی که میان مطالب رو میخونند اگه میخوان کل مطالب دستشون بیاد باید برن از اول و ارشیو ها بخونند تا کلیه مطالب رو به ترتیب و درست حسابی بفهمند برای مثال در بخش اخر این فصل که درباره انواع مدیران و مدیران کارا و اثربخش صحبت شد اگر دوستانی مفهوم کارایی و اثربخشی را نمی دانند باید به مطالب فصل اول که به بررسی و تعریف کارایی و اثربخشی پرداخته شده است مراجعه کرده و از پایه مطالب را بخونند

ضمنا دوستانی که در مطالب برنامه ریزی خواستار بررسی وضعیت و برنامه ریزی شده و یا ایمیل وضعیت درسی ارسال میکنند نیز به زودی برنامه دریافت خواهند کرد ولی در صورت گذشت زمان بیش از چند روز یا در اخرین مطلب در نظرات یاداوری کنند یا ایمیلی دیگر ارسال کنند

با تشکر